فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

16

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

رسيدن به سورات يا ديو « 13 » - كه در فاصلهء كمى از هرمز واقع شده است - كشتيى در اختيار وى گذاشته شود كه بتواند با آن به ايران عزيمت كند . زيرا جنگ بندر داراى چنان اهميتى نبود كه به علت آن اين مأموريت سياسى را كه تا آن زمان براى شاه خرج بسيار و براى سفير رنج بسيار فراهم آورده بود به تأخير اندازد . اما نايب السلطنه نمىخواست زير بار اين درخواست برود و مىگفت سفير هنوز براى ادامهء سفر بسيار ضعيف است و حال آنكه اين سخن تعارفى بيش نبود و حقيقت اين بود كه وى نمىخواست سفير شاهد حوادث مصيبت‌بارى باشد كه اين سفر ناميمون درپى داشت . و نيز بيم داشت كه سفير او را به جنگ - كه بشدت مورد تنفر وى بود - وادارد . همانطور كه گفتيم ، نايب السلطنه در روز بيست و هفتم دسامبر ( 25 ذيعقدهء 1023 ه ق ) ، در حالىكه براى هيچيك از ما اميدى به كاميابى در اين سفر باقى نگذاشته بود ، به كشتى نشست . ما در حال حاضر به هيچ وجه از خصوصيات اين سفر سخنى بميان نمىآوريم . نخست از جهت آنكه هيچگونه وجه مشتركى با مأموريت سفير ندارد و ديگر آن‌كه نمىخواهيم با نقل و انتشار اين‌گونه حوادث نامطلوب - كه بيان آنها جز تأثر چيزى ببار نمىآورد و براى دوستداران پيروزى دولت اسپانيا يادبودى ناخوشايند خواهد بود - بسيارى از وقايع دلپذير را حذف كنيم . هنگامى كه نايب السلطنه در سواحل شمالى هند خود را سرگرم كرده بود ، سفير نزد اسقف بزرگ گوآ رفت و با اصرار و ابرام از وى خواست كه فرامين لازم را براى ادامهء سفرش صادر كند . اما اسقف پىدرپى از او عذرخواهى كرد و گفت كه نايب السلطنه به هيچ وجه در اين‌باره به وى دستورى نداده است . و همين امر آشكارا سوء ظن موجود را تأئيد مىكرد كه پرتغاليها بهيچ‌وجه از اين سفارت و ورود يك نجيب‌زادهء اسپانيائى به هند راضى نيستند .

--> ( 13 ) Diu